خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





داستان وینکسی

    بلوم و میوسا داشتم باهام صحبت میکردن

    که یک دفعه متوجه ورود تریکس شدن

    اونا هم بیکار نشستن و گفتن مجیک وینکس

     که در همین موقع لایلا هم اومد و گفت مجیک وینکس

    وشروع به جنگ کردن

    وبچه های ما هم شروع کردن

    که یک دفعه دارسی سرش گیج رفت

    لایلا هم سریع از یکی از حس هاش استفاده کرد و بچه هارو خبر کرد

     

     

    و بقیه هم اومدن

     

     

    و جنگ واقعی شروع شد

     

     

     

    که یکدفعه ایسی با استفاده از قدرت لایلا رو داقون کرد

     

     

    بلوم هم از عصبانیت میدونید که چی شد

    و تریکس برای باری دیگر شکست خوزد

     

     

    بلوم هم سریع رفت پیش لایلا

     

     

     

    بعد فلورا گفت نگران نباشید چیزی نیست اون با جادو پیکسیش سریع خوب میشه

     

     

    و بخاطر همین پیکسیشو آوردن

     

     

     

     

     

     

     

     

    و با یکم مراقبت خوب شد


    این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : لایلا ,سریع ,بلوم ,
    داستان وینکسی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده